الفيض الكاشاني
130
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
نافه مشگش دوات و ليقهاش خط شعاع * لوح ، خود سرلوحهء ديوان و دفتر فيض را تا ابد مىسوخت داغ رشگ بر جان خضر * گر بدل ز آب بقا ديدى سكندر فيض را غنچه شد بر بوى گل چون نافهء آهو گره * تا سحر سازد مشام جان معطّر فيض را گر ز رنگ و بو ، به بىرنگى او آگه شوى * مىزنى همچون گل صد برگ بر سر فيض را چون ( صفائى ) در مديحش سوسن آزاده باش * نيست حدّ كس كه گردد مدحگستر فيض را گشته بر طاق بلندش كبريا مسندنشين * هيچكس نشناخت جُز اللّه اكبر فيض را « 1 » مولانا ضيائى قدّس سرّه از جنگ مورخ 1093 كسى كه راست رود رستگار دوران است * برى ز شرّ حسودان و مكر شيطان است الف كه راست بيامد از آن مقدّم شد * خصوص نام بزرگ خداى سبحان است چو سرو روز ازل راستى گزيد از آن * هميشه سبز و سرافراز باغ و بستان است ز راستى شده نى همدم پرىرويان * مدام لب به لب و همنشين خوبان است زبان به راستى آور كه رستگار شوى * كه حرف راست « ضيائى » ز حُسن ايمان است
--> ( 1 ) - در جنگ دستخط ملا علم الهدى صفائى را با عنوان آخوند ملّا صفائى شوشترى ناميده است كه لقب آخوند و ملّا آن هم از طرف علامه علم الهدى به كمتر كسى داده شده است .